سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۵ – حکایت در معنی آسانی پس از دشواری با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۵ – حکایت در معنی آسانی پس از دشواری (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۲۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شنیدم ز پیران شیرین سخن

که بود اندر این شهر پیری کهن

بسی دیده شاهان و دوران و امر

سرآورده عمری ز تاریخ عمرو

درخت کهن میوه‌ای تازه داشت

که شهر از نکویی پرآوازه داشت

عجب در زنخدان آن دل فریب

که هرگز نبوده‌ست بر سرو سیب

ز شوخی و مردم خراشیدنش

فرج دید در سر تراشیدنش

به موسی، کهن عمر کوته امید

سرش کرد چون دست موسی سپید

ز سر تیزی آن آهنین دل که بود

به عیب پری‌رخ زبان برگشود

به مویی که کرد از نکوییش کم

نهادند حالی سرش در شکم

چو چنگ از خجالت سر خوبروی

نگونسار و در پیشش افتاده موی

یکی را که خاطر در او رفته بود

چو چشمان دلبندش آشفته بود

کسی گفت جور آزمودی و درد

دگر گرد سودای باطل مگرد

ز مهرش بگردان چو پروانه پشت

که مقراض، شمع جمالش بکشت

برآمد خروش از هوادار چست

که تردامنان را بود عهد سست

پسر خوش منش باید و خوبروی

پدر گو به جهلش بینداز موی

مرا جان به مهرش برآمیخته‌ست

نه خاطر به مویی در آویخته‌ست

چو روی نکو داری انده مخور

که موی ار بیفتد بروید دگر

نه پیوسته رز خوشهٔ تر دهد

گهی برگ ریزد، گهی بر دهد

بزرگان چو خور در حجاب اوفتند

حسودان چو اخگر در آب اوفتند

برون آید از زیر ابر آفتاب

به تدریج و اخگر بمیرد در آب

ز ظلمت مترس ای پسندیده دوست

که ممکن بود کاب حیوان در اوست

نه گیتی پس از جنبش آرام یافت؟

نه سعدی سفر کرد تا کام یافت؟

دل از بی مرادی به فکرت مسوز

شب آبستن است ای برادر به روز

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۴ – گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۴ – گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۸۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۸۸ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

کمال است در نفس مرد کریم

گرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟

مپندار اگر سفله قارون شود

که طبع لئیمش دگرگون شود

وگر درنیابد کرم پیشه، نان

نهادش توانگر بود همچنان

مروت زمین است و سرمایه زرع

بده کاصل خالی نماند ز فرع

خدایی که از خاک مردم کند

عجب باشد ار مردمی گم کند

ز نعمت نهادن بلندی مجوی

که ناخوش کند آب استاده بوی

به بخشندگی کوش کآب روان

به سیلش مدد می‌رسد ز آسمان

گر از جاه و دولت بیفتد لئیم

دگر باره نادر شود مستقیم

وگر قیمتی گوهری غم مدار

که ضایع نگرداندت روزگار

کلوخ ار چه افتاده بینی به راه

نبینی که در وی کند کس نگاه

و گر خردهٔ زر ز دندان گاز

بیفتد، به شمعش بجویند باز

به در می‌کنند آبگینه ز سنگ

کجا ماند آیینه در زیر زنگ؟

هنر باید و فضل و دین و کمال

که گاه آید و گه رود جاه و مال

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۳ – حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۳ – حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۴ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یکی سلطنت ران صاحب شکوه

فرو خواست رفت آفتابش به کوه

به شیخی در آن بقعه کشور گذاشت

که در دوره قائم مقامی نداشت

چو خلوت نشین کوس دولت شنید

دگر ذوق در کنج خلوت ندید

چپ و راست لشکر کشیدن گرفت

دل پردلان زو رمیدن گرفت

چنان سخت بازو شد و تیز چنگ

که با جنگجویان طلب کرد جنگ

ز قوم پراکنده خلقی بکشت

دگر جمع گشتند و هم رای و پشت

چنان در حصارش کشیدند تنگ

که عاجز شد از تیرباران و سنگ

بر نیکمردی فرستاد کس

که صعبم فرومانده، فریاد رس

به همت مدد کن که شمشیر و تیر

نه در هر وغایی بود دستگیر

چو بشنید عابد بخندید و گفت

چرا نیم نانی نخورد و نخفت؟

ندانست قارون نعمت پرست

که گنج سلامت به کنج اندر است

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۲ – حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۲ – حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۹ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۴ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شنیدم که صاحبدلی نیکمرد

یکی خانه بر قامت خویش کرد

کسی گفت می‌دانمت دسترس

کز این خانه بهتر کنی، گفت بس

چه می‌خواهم از طارم افراشتن؟

همینم بس از بهر بگذاشتن

مکن خانه بر راه سیل، ای غلام

که کس را نگشت این عمارت تمام

نه از معرفت باشد و عقل و رای

که بر ره کند کاروانی سرای

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۱ – قسمت دوم با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۱ – قسمت دوم (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۷ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۸۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یکی طفل دندان برآورده بود

پدر سر به فکرت فرو برده بود

که من نان و برگ از کجا آرمش؟

مروت نباشد که بگذارمش

چو بیچاره گفت این سخن، نزد جفت

نگر تا زن او را چه مردانه گفت:

مخور هول ابلیس تا جان دهد

همان کس که دندان دهد نان دهد

تواناست آخر خداوند روز

که روزی رساند، تو چندین مسوز

نگارندهٔ کودک اندر شکم

نویسنده عمر و روزی است هم

خداوندگاری که عبدی خرید

بدارد، فکیف آن که عبد آفرید

تو را نیست این تکیه بر کردگار

که مملوک را بر خداوندگار

شنیدی که در روزگار قدیم

شدی سنگ در دست ابدال سیم

نپنداری این قول معقول نیست

چو قانع شدی سیم و سنگت یکی است

چو طفل اندرون دارد از حرص پاک

چه مشتی زرش پیش همت چه خاک

خبر ده به درویش سلطان پرست

که سلطان ز درویش مسکین ترست

گدا را کند یک درم سیم سیر

فریدون به ملک عجم نیم سیر

نگهبانی ملک و دولت بلاست

گدا پادشاه است و نامش گداست

گدایی که بر خاطرش بند نیست

به از پادشاهی که خرسند نیست

بخسبند خوش روستایی و جفت

به ذوقی که سلطان در ایوان نخفت

اگر پادشاه است و گر پینه دوز

چو خفتند گردد شب هر دو روز

چو سیلاب خواب آمد و مرد برد

چه بر تخت سلطان، چه بر دشت کرد

چو بینی توانگر سر از کبر مست

برو شکر یزدان کن ای تنگدست

نداری بحمدالله آن دسترس

که برخیزد از دستت آزار کس

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۱ – حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۱ – حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۶۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یکی طفل دندان برآورده بود

پدر سر به فکرت فرو برده بود

که من نان و برگ از کجا آرمش؟

مروت نباشد که بگذارمش

چو بیچاره گفت این سخن، نزد جفت

نگر تا زن او را چه مردانه گفت:

مخور هول ابلیس تا جان دهد

همان کس که دندان دهد نان دهد

تواناست آخر خداوند روز

که روزی رساند، تو چندین مسوز

نگارندهٔ کودک اندر شکم

نویسنده عمر و روزی است هم

خداوندگاری که عبدی خرید

بدارد، فکیف آن که عبد آفرید

تو را نیست این تکیه بر کردگار

که مملوک را بر خداوندگار

شنیدی که در روزگار قدیم

شدی سنگ در دست ابدال سیم

نپنداری این قول معقول نیست

چو قانع شدی سیم و سنگت یکی است

چو طفل اندرون دارد از حرص پاک

چه مشتی زرش پیش همت چه خاک

خبر ده به درویش سلطان پرست

که سلطان ز درویش مسکین ترست

گدا را کند یک درم سیم سیر

فریدون به ملک عجم نیم سیر

نگهبانی ملک و دولت بلاست

گدا پادشاه است و نامش گداست

گدایی که بر خاطرش بند نیست

به از پادشاهی که خرسند نیست

بخسبند خوش روستایی و جفت

به ذوقی که سلطان در ایوان نخفت

اگر پادشاه است و گر پینه دوز

چو خفتند گردد شب هر دو روز

چو سیلاب خواب آمد و مرد برد

چه بر تخت سلطان، چه بر دشت کرد

چو بینی توانگر سر از کبر مست

برو شکر یزدان کن ای تنگدست

نداری بحمدالله آن دسترس

که برخیزد از دستت آزار کس

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۰ – حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۰ – حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۴۳ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۴۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یکی گربه در خانهٔ زال بود

که برگشته ایام و بد حال بود

دوان شد به مهمان سرای امیر

غلامان سلطان زدندش به تیر

چکان خونش از استخوان، می‌دوید

همی گفت و از هول جان می‌دوید

اگر جستم از دست این تیر زن

من و موش و ویرانهٔ پیرزن

نیرزد عسل، جان من، زخم نیش

قناعت نکوتر به دوشاب خویش

خداوند از آن بنده خرسند نیست

که راضی به قسم خداوند نیست

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۹ – حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۹ – حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۶۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۶۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یکی نان خورش جز پیازی نداشت

چو دیگر کسان برگ و سازی نداشت

کسی گفتش ای سغبهٔ خاکسار

برو طبخی از خوان یغما بیار

بخواه و مدار ای پسر شرم و باک

که مقطوع روزی بود شرمناک

قبا بست و چابک نوردید دست

قبایش دریدند و دستش شکست

همی گفت و بر خویشتن می‌گریست

که مر خویشتن کرده را چاره چیست؟

بلا جوی باشد گرفتار آز

من و خانه من بعد و نان و پیاز

جوینی که از سعی بازو خورم

به از میده بر خوان اهل کرم

چه دلتنگ خفت آن فرومایه دوش

که بر سفرهٔ دیگران داشت گوش

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۸ – حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۸ – حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۳۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یکی را ز مردان روشن ضمیر

امیر ختن داد طاقی حریر

ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت

نپوشید و دستش ببوسید و گفت:

چه خوب است تشریف میر ختن

وز او خوب تر خرقهٔ خویشتن

گر آزاده‌ای بر زمین خسب و بس

مکن بهر قالی زمین بوس کس

سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۷ – حکایت در عزت قناعت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۷ – حکایت در عزت قناعت (از بخش سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۳۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یکی نیشکر داشت بر طبقری

چپ و راست گردیده بر مشتری

به صاحبدلی گفت در کنج ده

که بستان و چون دست یابی بده

بگفت آن خردمند زیبا سرشت

جوابی که بر دیده باید نبشت

تو را صبر بر من نباشد مگر

ولیکن مرا باشد از نیشکر

حلاوت ندارد شکر در نیش

چو باشد تقاضای تلخ از پیش