عطار » منطق‌الطیر » حکایت کوف » حکایت مردی که پس از مرگ حقه‌ای زر او بازمانده بود با خوانش گروه چامه‌خوان

حکایت مردی که پس از مرگ حقه‌ای زر او بازمانده بود (از بخش عطار » منطق‌الطیر » حکایت کوف) را با خوانش گروه چامه‌خوان بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۸۴ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

حقه‌ای زر داشت مردی بی‌خبر

چون بمرد و زو بماند آن حقه زر

بعد سالی دید فرزندش به خواب

صورتش چون موش و دو چشمش پر آب

پس در آن موضع که زر بنهاده بود

موشی اندر گرد آن می‌گشت زود

گفت فرزندش کزو کردم سؤال

کز چه اینجا آمدی بر گوی حال

گفت زر بنهاده‌ام این جایگاه

من ندانم تا بدو کس یافت راه

گفت آخر صورت موشت چراست

گفت هر دل را که مهر زر بخاست

صورتش اینست و در من می‌نگر

پند گیر و زر بیفکن ای پسر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.