سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۷۴ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۷۴ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۶۹ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شراب از دست خوبان سلسبیلست

و گر خود خون میخواران سبیلست

نمی‌دانم رطب را چاشنی چیست

همی‌بینم که خرما بر نخیلست

نه وسمست آن به دلبندی خضیبست

نه سرمست آن به جادویی کحیلست

سرانگشتان صاحب دل فریبش

نه در حنا که در خون قتیلست

الا ای کاروان محمل برانید

که ما را بند بر پای رحیلست

هر آن شب در فراق روی لیلی

که بر مجنون رود لیلی طویلست

کمندش می‌دواند پای مشتاق

بیابان را نپرسد چند میلست

چو مور افتان و خیزان رفت باید

و گر خود ره به زیر پای پیلست

حبیب آن جا که دستی برفشاند

محب ار سر نیفشاند بخیلست

ز ما گر طاعت آید شرمساریم

و ز ایشان گر قبیح آید جمیلست

بدیل دوستان گیرند و یاران

ولیکن شاهد ما بی‌بدیلست

سخن بیرون مگوی از عشق سعدی

سخن عشقست و دیگر قال و قیلست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.