سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۳۵ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۲۳۵ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۶۷ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۶۳ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

بلبلی بی‌دل نوایی می‌زند

بادپیمایی هوایی می‌زند

کس نمی‌بینم ز بیرون سرای

و اندرونم مرحبایی می‌زند

آتشی دارم که می‌سوزد وجود

چون بر او باد صبایی می‌زند

گر چه دریا را نمی‌بیند کنار

غرقه حالی دست و پایی می‌زند

فتنه‌ای بر بام باشد تا یکی

سر به دیوار سرایی می‌زند

آشنایان را جراحت مرهمست

زان که شمشیر آشنایی می‌زند

حیف باشد دست او در خون من

پادشاهی با گدایی می‌زند

بنده‌ام گر بی گناهی می‌کشد

راضیم گر بی خطایی می‌زند

شکر نعمت می‌کنم گر خلعتی

می‌فرستد یا قفایی می‌زند

ناپسندیده‌ست پیش اهل رای

هر که بعد از عشق رایی می‌زند

محتسب گو چنگ میخواران بسوز

مطرب ما خوش به تایی می‌زند

دود از آتش می‌رود خون از قتیل

سعدی این دم هم ز جایی می‌زند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.