سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۵۳ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۲۵۳ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۸ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۱ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

به بوی آن که شبی در حرم بیاسایند

هزار بادیه سهلست اگر بپیمایند

طریق عشق جفا بردن است و جانبازی

دگر چه چاره که با زورمند برنایند

اگر به بام برآید ستاره پیشانی

چو ماه عید به انگشت‌هاش بنمایند

در گریز نبسته‌ست لیکن از نظرش

کجا روند اسیران که بند بر پایند

ز خون عزیزترم نیست مایه‌ای در تن

فدای دست عزیزان اگر بیالایند

مگر به خیل تو با دوستان نپیوندند

مگر به شهر تو بر عاشقان نبخشایند

فدای جان تو گر جان من طمع داری

غلام حلقه به گوش آن کند که فرمایند

هزار سرو خرامان به راستی نرسد

به قامت تو و گر سر بر آسمان سایند

حدیث حسن تو و داستان عشق مرا

هزار لیلی و مجنون بر آن نیفزایند

مثال سعدی عود است تا نسوزانی

جماعت از نفسش دم به دم نیاسایند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.