سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۰۱ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۳۰۱ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۶۷ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۶۱ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر

که من از دست تو فردا بروم جای دگر

بامدادان که برون می‌نهم از منزل پای

حسن عهدم نگذارد که نهم پای دگر

هر کسی را سر چیزی و تمنای کسیست

ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر

زان که هرگز به جمال تو در آیینه وهم

متصور نشود صورت و بالای دگر

وامقی بود که دیوانه عذرایی بود

منم امروز و تویی وامق و عذرای دگر

وقت آنست که صحرا گل و سنبل گیرد

خلق بیرون شده هر قوم به صحرای دگر

بامدادان به تماشای چمن بیرون آی

تا فراغ از تو نماند به تماشای دگر

هر صباحی غمی از دور زمان پیش آید

گویم این نیز نهم بر سر غم‌های دگر

بازگویم نه که دوران حیات این همه نیست

سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۰۰ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۳۰۰ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۹۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۸۳ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

یار آن بود که صبر کند بر جفای یار

ترک رضای خویش کند در رضای یار

گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ

بیند خطای خویش و نبیند خطای یار

یار از برای نفس گرفتن طریق نیست

ما نفس خویشتن بکشیم از برای یار

یاران شنیده‌ام که بیابان گرفته‌اند

بی‌طاقت از ملامت خلق و جفای یار

من ره نمی‌برم مگر آن جا که کوی دوست

من سر نمی‌نهم مگر آن جا که پای یار

گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست

ما را به در نمی‌رود از سر هوای یار

بستان بی مشاهده دیدن مجاهده‌ست

ور صد درخت گل بنشانی به جای یار

ای باد اگر به گلشن روحانیان روی

یار قدیم را برسانی دعای یار

ما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیست

هم پیش یار گفته شود ماجرای یار

هر کس میان جمعی و سعدی و گوشه‌ای

بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۹۹ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۲۹۹ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۵۹ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۳ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

ای صبر پای دار که پیمان شکست یار

کارم ز دست رفت و نیامد به دست یار

برخاست آهم از دل و در خون نشست چشم

یا رب ز من چه خاست که بی من نشست یار

در عشق یار نیست مرا صبر و سیم و زر

لیک آب چشم و آتش دل هر دو هست یار

چون قامتم کمان صفت از غم خمیده دید

چون تیر ناگهان ز کنارم بجست یار

سعدی به بندگیش کمر بسته‌ای ولیک

منت منه که طرفی از این برنبست یار

اکنون که بی‌وفایی یارت درست شد

در دل شکن امید که پیمان شکست یار

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۹۸ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۲۹۸ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۶۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۸ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شرط است جفا کشیدن از یار

خمر است و خمار و گلبن و خار

من معتقدم که هر چه گویی

شیرین بود از لب شکربار

پیش دگری نمی‌توان رفت

از تو به تو آمدم به زنهار

عیبت نکنم اگر بخندی

بر من چو بگریم از غمت زار

شک نیست که بوستان بخندد

هر گه که بگرید ابر آذار

تو می‌روی و خبر نداری

واندر عقبت قلوب و ابصار

گر پیش تو نوبتی بمیرم

هیچم نبود گزند و تیمار

جز حسرت آن که زنده گردم

تا پیش بمیرمت دگربار

گفتم که به گوشه‌ای چو سنگی

بنشینم و روی دل به دیوار

دانم که میسرم نگردد

تو سنگ درآوری به گفتار

سعدی نرود به سختی از پیش

با قید کجا رود گرفتار