سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵۹۴ با خوانش حمیدرضا محمدی

غزل ۵۹۴ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۳۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۱۸ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

ترحم ذلتی یا ذا المعالی

و واصلنی اذا شوشت حالی

الا یا ناعس الطرفین سکری

سل السهران عن طول اللیالی

ندارم چون تو در عالم دگر دوست

اگر چه دوستی دشمن فعالی

کمال الحسن فی الدنیا مصون

کمثل البدر فی حد الکمال

مرکب در وجودم همچو جانی

مصور در دماغم چون خیالی

فما ذالنوم قیل النوم راحه

و مالی النوم فی طول اللیالی

دمی دلداری و صاحب دلی کن

که برخور بادی از صاحب جمالی

الم تنظر الی عینی و دمعی

تری فی البحر اصداف اللآلی

به گوشت گر رسانم ناله زار

ز درد ناله زارم بنالی

لقد کلفت مالم اقو حملا

و مالی حیله غیر احتمالی

که کوته باد چون دست من از دوست

زبان دشمنان از بدسگالی

الا یا سالیا عنی توقف

فما قلب المعنی عنک سال

به چشمانت که گر چه دوری از چشم

دل از یاد تو یک دم نیست خالی

منعت الناس یستسقون غیثا

ان استرسلت دمعا کاللآلی

جهانی تشنگان را دیده در توست

چنین پاکیزه پندارم زلالی

ولی فیک الاراده فوق وصف

ولکن لم تردنی ما احتیالی

چه دستان با تو درگیرد چو روباه

که از مردم گریزان چون غزالی

جرت عینای من ذکراک سیلا

سل الجیران عنی ما جری لی

نمایندت به هم خلقی به انگشت

چو بینند آن دو ابروی هلالی

حفاظی لم یزل مادمت حیا

و لو انتم ضجرتم من وصالی

دلت سخت است و پیمان اندکی سست

دگر در هر چه گویم بر کمالی

اذا کان اقتضاحی فیک حلوا

فقل لی مالعذالی و مالی

مرا با روزگار خویش بگذار

نگیرد سرزنش در لاابالی

ترانی ناظما فی الوجد بیتا

و طرفی ناثر عقد اللآلی

نگویم قامتت زیباست یا چشم

همه لطفی و سرتاسر جمالی

و ان کنتم سئمتم طول مکثی

حوالیکم فقد حان ارتحالی

چو سعدی خاک شد سودی ندارد

اگر خاک وی اندر دیده مالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.