بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ با خوانش غلامرضا آقاسی

غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ (از بخش بیدل دهلوی » غزلیات) را با خوانش غلامرضا آقاسی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۲٫۹ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۷۱ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

رنگ حنا در کفم بهار ندارد

آینه‌ام عکس اعتبار ندارد

حاصل هر چار فصل سر‌و بهار است

نشئهٔ آزادگی‌ خمار ندارد

بی گل رو‌یت ز رنگ‌ گلشن هستی

خاک به چشمی که او غبار ندارد

گرد من آنجا که در هوای تو بالد

جلوه طاووس اعتبار ندارد

طاقت دل نیست محو جلوه نمودن

آینه در حیرت اختیار ندارد

وحشت اگر هست نیست رنج علایق

وادی جولان ناله خار ندارد

یک دل وارسته در جهان نتوان یافت

یک گل بیرنگ و بو بهار ندارد

صید توهم شکار دام خیالیم

ناقه به گل خفته است و بار ندارد

عالم امکان چه جای چشم تمناست

راهگذر پاس انتظار ندارد

صافی دل چیست از تمیز گذشتن

آینه با خوب و زشت‌ کار ندارد

تا نکشی رنج وحشتی‌ که نداری

نغمهٔ آن ساز شو که تار ندارد

بیدل از آیینه‌ام مخواه نمودن

نیستی‌ام با کسی دچار ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.