سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ – حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۲۵ – حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او (از بخش سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۹۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۸ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

کسی مشکلی برد پیش علی

مگر مشکلش را کند منجلی

امیر عدوبند کشور گشای

جوابش بگفت از سر علم و رای

شنیدم که شخصی در آن انجمن

بگفتا چنین نیست یا باالحسن

نرنجید از او حیدر نامجوی

بگفت ار تو دانی از این به بگوی

بگفت آنچه دانست و بایسته گفت

به گل چشمهٔ خور نشاید نهفت

پسندید از او شاه مردان جواب

که من بر خطا بودم او بر صواب

به از ما سخنگوی دانا یکی است

که بالاتر از علم او علم نیست

گر امروز بودی خداوند جاه

نکردی خود از کبر در وی نگاه

به در کردی از بارگه حاجبش

فرو کوفتندی به ناواجبش

که من بعد بی آبرویی مکن

ادب نیست پیش بزرگان سخن

یکی را که پندار در سر بود

مپندار هرگز که حق بشنود

ز علمش ملال آید از وعظ ننگ

شقایق به باران نروید ز سنگ

گرت در دریای فضل است خیز

به تذکیر در پای درویش ریز

نبینی که از خاک افتاده خوار

بروید گل و بشکفد نوبهار

مریز ای حکیم آستینهای در

چو می‌بینی از خویشتن خواجه پر

به چشم کسان در نیاید کسی

که از خود بزرگی نماید بسی

مگو تا بگویند شکرت هزار

چو خود گفتی از کس توقع مدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.