مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ با خوانش هانیه سلیمی

غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش هانیه سلیمی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۴٫۹۴ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۵٫۸۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری

که امشب می‌نویسد زی نویسد باز فردا ری

قلم را هم تراشد او رقاع و نسخ و غیر آن

قلم گوید که تسلیمم تو دانی من کیم باری

گهی رویش سیه دارد گهی در موی خود مالد

گه او را سرنگون دارد گهی سازد بدو کاری

به یک رقعه جهانی را قلم بکشد کند بی‌سر

به یک رقعه قرانی را رهاند از بلا آری

کر و فر قلم باشد به قدر حرمت کاتب

اگر در دست سلطانی اگر در کف سالاری

سرش را می‌شکافد او برای آنچ او داند

که جالینوس به داند صلاح حال بیماری

نیارد آن قلم گفتن به عقل خویش تحسینی

نداند آن قلم کردن به طبع خویش انکاری

اگر او را قلم خوانم و اگر او را علم خوانم

در او هوش است و بی‌هوشی زهی بی‌هوش هشیاری

نگنجد در خرد وصفش که او را جمع ضدین است

چه بی‌ترکیب ترکیبی عجب مجبور مختاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.