سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۴ – حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۲۴ – حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۶۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شبی دعوتی بود در کوی من

ز هر جنس مردم در او انجمن

چو آواز مطرب در آمد ز کوی

به گردون شد از عاشقان های و هوی

پریچهره‌ای بود محبوب من

بدو گفتم ای لعبت خوب من

چرا با رفیقان نیایی به جمع

که روشن کنی بزم ما را چو شمع؟

شنیدم سهی قامت سیم‌تن

که می‌رفت و می‌گفت با خویشتن

محاسن چو مردان ندارم به دست

نه مردی بود پیش مردان نشست

سیه نامه تر زآن مخنث مخواه

که پیش از خطش روی گردد سیاه

از آن بی حمیت بباید گریخت

که نامردیش آب مردان بریخت

پسر کاو میان قلندر نشست

پدر گو ز خیرش فرو شوی دست

دریغش مخور بر هلاک و تلف

که پیش از پدر مرده به ناخلف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.