سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۳ – گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انسان با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۳ – گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انسان (از بخش سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۰۷ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۱۱ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

ببین تا یک انگشت از چند بند

به صنع الهی به هم در فگند

پس آشفتگی باشد و ابلهی

که انگشت بر حرف صنعش نهی

تأمل کن از بهر رفتار مرد

که چند استخوان پی زد و وصل کرد

که بی گردش کعب و زانو و پای

نشاید قدم بر گرفتن ز جای

از آن سجده بر آدمی سخت نیست

که در صلب او مهره یک لخت نیست

دو صد مهره بر یکدگر ساخته‌ست

که گل مهره‌ای چون تو پرداخته‌ست

رگت بر تن است ای پسندیده خوی

زمینی در او سیصد و شصت جوی

بصر در سر و فکر و رای و تمیز

جوارح به دل، دل به دانش عزیز

بهایم به روی اندر افتاده خوار

تو همچون الف بر قدمها سوار

نگون کرده ایشان سر از بهر خور

تو آری به عزت خورش پیش سر

نزیبد تو را با چنین سروری

که سر جز به طاعت فرود آوری

به انعام خود دانه دادت نه کاه

نکردت چو انعام سر در گیاه

ولیکن بدین صورت دلپذیر

فرفته مشو، سیرت خوب گیر

ره راست باید نه بالای راست

که کافر هم از روی صورت چو ماست

تو را آن که چشم و دهان داد و گوش

اگر عاقلی در خلافش مکوش

گرفتم که دشمن بکوبی به سنگ

مکن باری از جهل با دوست جنگ

خردمند طبعان منت شناس

بدوزند نعمت به میخ سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.