مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۹۴ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو

که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو

آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست

گر رود این فلک و اختر تابان تو مرو

ای که درد سخنت صافتر از طبع لطیف

گر رود صفوت این طبع سخندان تو مرو

اهل ایمان همه در خوف دم خاتمتند

خوفم از رفتن توست ای شه ایمان تو مرو

تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر

ور مرا می‌نبری با خود از این خوان تو مرو

با تو هر جزو جهان باغچه و بستان است

در خزان گر برود رونق بستان تو مرو

هجر خویشم منما هجر تو بس سنگ دل است

ای شده لعل ز تو سنگ بدخشان تو مرو

کی بود ذره که گوید تو مرو ای خورشید

کی بود بنده که گوید به تو سلطان تو مرو

لیک تو آب حیاتی همه خلقان ماهی

از کمال کرم و رحمت و احسان تو مرو

هست طومار دل من به درازی ابد

برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو

گر نترسم ز ملال تو بخوانم صد بیت

که ز صد بهتر وز هجده هزاران تو مرو

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۳ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۲۱۶۳ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۸۴ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۴ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو

بهشتم جان شیرین را که می‌سوزد برای تو

روان از تو خجل باشد دلم را پا به گل باشد

مرا چه جای دل باشد چو دل گشته‌ست جای تو

تو خورشیدی و دل در چه بتاب از چه به دل گه گه

که می‌کاهد چو ماه ای مه به عشق جان فزای تو

ز خود مسم به تو زرم به خود سنگم به تو درم

کمر بستم به عشق اندر به اومید قبای تو

گرفتم عشق را در بر کله بنهاده‌ام از سر

منم محتاج و می‌گویم ز بی‌خویشی دعای تو

دلا از حد خود مگذر برون کن باد را از سر

به خاک کوی او بنگر ببین صد خونبهای تو

اگر ریزم وگر رویم چه محتاج تو مه رویم

چو برگ کاه می‌پرم به عشق کهربای تو

ایا تبریز خوش جایم ز شمس الدین به هیهایم

زنم لبیک و می‌آیم بدان کعبه لقای تو

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۹۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من

تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول

بودمی بی‌دام و بی‌خاشاک در عمان من

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود

هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من

سخت نازک گشت جانم از لطافت‌های عشق

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من

همچو ابرم روترش از غیرت شیرین خویش

روی همچون آفتابت بس بود برهان من

رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو

چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من

تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم

چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من

من که باشم مر تو را من آنک تو نامم نهی

تو کی باشی مر مرا سلطان من سلطان من

چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم

جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من

ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر

یا فغانم از تو آید یا تویی افغان من

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۵۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۶۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین

از آسمان خوشتر شده در نور او روی زمین

بی‌هوشی جان‌هاست این یا گوهر کان‌هاست این

یا سرو بستان‌هاست این یا صورت روح الامین

سرمستی جان جهان معشوقه چشم و دهان

ویرانی کسب و دکان یغماجی تقوا و دین

خورشید و ماه از وی خجل گوهر نثار سنگ دل

کز بیم او پشمین شود هر لحظه کوه آهنین

خورشید اندر سایه‌اش افزون شده سرمایه‌اش

صد ماه اندر خرمنش چون نسر طایر دانه چین

بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا

بسم الله ای شمس الضحا بسم الله ای عین الیقین

هین روی‌ها را تاب ده هین کشت دل را آب ده

نعلین برون کن برگذر بر تارک جان‌ها نشین

ای هوش ما از خود برو وی گوش ما مژده شنو

وی عقل ما سرمست شو وی چشم ما دولت ببین

ایوب را آمد نظر یعقوب را آمد پسر

خورشید شد جفت قمر در مجلس آ عشرت گزین

من کیسه‌ها می دوختم در حرص زر می سوختم

ترک گدارویی کنم چون گنج دیدم در کمین

ای شهسوار امر قل ای پیش عقلت نفس کل

چون کودکی کز کودکی وز جهل خاید آستین

چون بیندش صاحب نظر صدتو شود او را بصر

دستک زنان بالای سر گوید که یا نعم المعین

در سایه سدره نظر جبریل خو آمد بشر

درخورد او نبود دگر مهمانی عجل سمین

بر خوان حق ره یافت او با خاصگان دریافت او

بنهاده بر کف‌ها طبق بهر نثارش حور عین

این نامه اسرار جان تا چند خوانی بر چپان

این نامه می پرد عیان تا کف اصحاب الیمین

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۵۲۳ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۵۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

نه آن شیرم که با دشمن برآیم

مرا این بس که من با من برآیم

چو خاک پای عشقم تو یقین دان

کز این گل چون گل و سوسن برآیم

سیه پوشم چو شب من از غم عشق

وزین شب چون مه روشن برآیم

از این آتش چو دودم من سراسر

که تا چون دود از این روزن برآیم

منم طفلی که عشقم اوستاد است

بنگذارد که من کودن برآیم

شوم چون عشق دایم حی و قیوم

چو من از خواب و از خوردن برآیم

هلا تن زن چو بوبکر ربابی

که تا من جان شوم وز تن برآیم

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۴۶۹ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۵۳ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم

با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم

در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من

گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

با باد صبا خواهم تا دم بزنم لیکن

چون من دم خود دارم همراز مهین خواهم

در حلقه میقاتم ایمن شده ز آفاتم

مومم ز پی ختمت زان نقش نگین خواهم

ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان

زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۱۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

از تو شکرافشانم این جا هم و آن جا هم

دل باده تو خورده وز خانه سفر کرده

ما بی‌دل و دل با تو با ما هم و بی‌ما هم

ای دل که روانی تو آن سوی که دانی تو

خدمت برسان از ما آن جا و موصی هم

ما منتظر وقت و دل ناظر تو دایم

در حالت آرامش در شورش و غوغا هم

از باده و باد تو چون موج شده این دل

در مستی و پستی خوش در رفعت و بالا هم

ابر خوش لطف تو با جان و روان ما

در خاک اثر کرده در صخره و خارا هم

با تو پس از این عالم بی‌نقش بنی آدم

خوش خلوت جان باشد آمیزش جان‌ها هم

زان غمزه مست تو زان جادو و جادوخو

خیره شده هر دیده نادان هم و دانا هم

من ننگ نمی‌دارم مجنونم و می دانی

هم عرق جنون دارم از مایه و سودا هم

از آتش و آب او ای جسته نشان بنگر

در آب دو چشم ما در زردی سیما هم

در عالم آب و گل در پرده جان و دل

هم ایمنی از عشقت وین فتنه و غوغا هم

زان طره روحانی زان سلسله جانی

زنار تو بربسته هم مؤمن و ترسا هم

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۴۶۷ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۹ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم

یک لحظه پری شکلم یک لحظه پری خوانم

در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم

هم دودم و هم نورم هم جمع و پریشانم

جز گوش رباب دل از خشم نمالم من

جز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانم

چون شکر و چون شیرم با خود زنم و گیرم

طبعم چو جنون آرد زنجیر بجنبانم

ای خواجه چه مرغم من نی کبکم و نی بازم

نی خوبم و نی زشتم نی اینم و نی آنم

نی خواجه بازارم نی بلبل گلزارم

ای خواجه تو نامم نه تا خویش بدان خوانم

نی بنده نی آزادم نی موم نه پولادم

نی دل به کسی دادم نی دلبر ایشانم

گر در شرم و خیرم از خود نه‌ام از غیرم

آن سو که کشد آن کس ناچار چنان رانم

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۹۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

در عشق سلیمانی من همدم مرغانم

هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم

هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زودتر

برخوانم افسونش حراقه بجنبانم

زین واقعه مدهوشم باهوشم و بی‌هوشم

هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم

فریاد که آن مریم رنگی دگر است این دم

فریاد کز این حالت فریاد نمی‌دانم

زان رنگ چه بی‌رنگم زان طره چو آونگم

زان شمع چو پروانه یا رب چه پریشانم

گفتم که مها جانی امروز دگر سانی

گفتا که بر او منگر از دیده انسانم

ای خواجه اگر مردی تشویش چه آوردی

کز آتش حرص تو پردود شود جانم

یا عاشق شیدا شو یا از بر ما واشو

در پرده میا با خود تا پرده نگردانم

هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم

هم چاکر و هم میرم هم اینم و هم آنم

هم شمس شکرریزم هم خطه تبریزم

هم ساقی و هم مستم هم شهره و پنهانم

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۵۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۹ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم

چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری

یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم

جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو

چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم

هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید

با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم

در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل

یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم