سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۵ با خوانش حمیدرضا محمدی

حکایت شمارهٔ ۴۵ (از بخش سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۵۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

آورده‌اند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت به جای زنان رسیده و با وجود جهاز و نعمت کسی در مناکحت او رغبت نمی‌نمود.

زشت باشد دبیقی و ديبا

که بود بر عروس نازیبا

فی‌الجمله به حکم ضرورت عقد نکاحش با ضريری ببستند.

آورده‌اند که حکیمی در آن تاریخ از سرندیب آمده بود که دیدهٔ نابینا روشن همی‌کرد.

فقیه را گفتند: داماد را چرا علاج نکنی؟

گفت: ترسم که بینا شود و دخترم را طلاق دهد. شوی زن زشت روی، نابینا به.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.