سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۷ با خوانش حمیدرضا محمدی

حکایت شمارهٔ ۴۷ (از بخش سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

دیدم گل تازه چند دسته

بر گنبدی از گیاه رسته

گفتم: چه بود گیاه ناچیز

تا در صف گل نشیند او نیز؟

بگریست گیاه و گفت خاموش

صحبت نکند کرم فراموش

گر نیست جمال و رنگ و بویم

آخر نه گیاه باغ اویم؟

من بنده حضرت کریمم

پرورده نعمت قدیمم

گر بی هنرم وگر هنرمند

لطف است امیدم از خداوند

با آن که بضاعتی ندارم

سرمایه طاعتی ندارم

او چاره کار بنده داند

چون هیچ وسیلتش نماند

رسم است که مالکان تحریر

آزاد کنند بنده پیر

ای بار خدای عالم آرای

بر بنده پیر خود ببخشای

سعدی ره کعبه رضا گیر

ای مرد خدا در خدا گیر

بدبخت کسی که سر بتابد

زین در که دری دگر بیابد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.