سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵۹۲ با خوانش فاطمه زندی

غزل ۵۹۲ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۸۴ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۱ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

روی بپوش ای قمر خانگی

تا نکشد عقل به دیوانگی

بلعجبی‌های خیالت ببست

چشم خردمندی و فرزانگی

با تو بباشم به کدام آبروی

یا بگریزم به چه مردانگی

با تو برآمیختنم آرزوست

وز همه کس وحشت و بیگانگی

پرده برانداز شبی شمع وار

تا همه سوزیم به پروانگی

یا ببرد خانه سعدی خیال

یا ببرد دوست به همخانگی

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۲۴ با خوانش فاطمه زندی

غزل ۴۲۴ (از بخش سعدی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۲٫۶۳ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۲٫۲۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم

کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم

بپرس حال من آخر چو بگذری روزی

که چون همی‌گذرد روزگار مسکینم

من اهل دوزخم ار بی تو زنده خواهم شد

که در بهشت نیارد خدای غمگینم

ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی

که بی وجود شریفت جهان نمی‌بینم

چو روی دوست نبینی جهان ندیدن به

شب فراق منه شمع پیش بالینم

ضرورت است که عهد وفا به سر برمت

و گر جفا به سر آید هزار چندینم

نه هاونم که بنالم به کوفتی از یار

چو دیگ بر سر آتش نشان که بنشینم

بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان

به هر جفا که توانی که سنگ زیرینم

چو بلبل آمدمت تا چو گل ثنا گویم

چو لاله لال بکردی زبان تحسینم

مرا پلنگ به سرپنجه ای نگار نکشت

تو می‌کشی به سر پنجه نگارینم

چو ناف آهو خونم بسوخت در دل تنگ

برفت در همه آفاق بوی مشکینم

هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی

چه حاجت است بگوید شکر که شیرینم

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۴۸۶ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۲٫۷۸ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۵۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

می‌خواند دوش درس مقامات معنوی

یعنی بیا که آتش موسی نمود گل

تا از درخت نکته توحید بشنوی

مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گوی

تا خواجه می خورد به غزل‌های پهلوی

جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد

زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی

این قصه عجب شنو از بخت واژگون

ما را بکشت یار به انفاس عیسوی

خوش وقت بوریا و گدایی و خواب امن

کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی

چشمت به غمزه خانه مردم خراب کرد

مخموریت مباد که خوش مست می‌روی

دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر

کای نور چشم من به جز از کشته ندروی

ساقی مگر وظیفه حافظ زیاده داد

کاشفته گشت طره دستار مولوی

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۴۶۳ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۲٫۰۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۵۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

سلام الله ما کر اللیالی

و جاوبت المثانی و المثالی

علی وادی الاراک و من علیها

و دار باللوی فوق الرمال

دعاگوی غریبان جهانم

و ادعو بالتواتر و التوالی

به هر منزل که رو آرد خدا را

نگه دارش به لطف لایزالی

منال ای دل که در زنجیر زلفش

همه جمعیت است آشفته حالی

ز خطت صد جمال دیگر افزود

که عمرت باد صد سال جلالی

تو می‌باید که باشی ور نه سهل است

زیان مایه جاهی و مالی

بر آن نقاش قدرت آفرین باد

که گرد مه کشد خط هلالی

فحبک راحتی فی کل حین

و ذکرک مونسی فی کل حال

سویدای دل من تا قیامت

مباد از شوق و سودای تو خالی

کجا یابم وصال چون تو شاهی

من بدنام رند لاابالی

خدا داند که حافظ را غرض چیست

و علم الله حسبی من سؤالی

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۴۱۱ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۲٫۱۷ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۶۸ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز

کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو

دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار

گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو

خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند

این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر

کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو

شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست

جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو

خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن

حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۲۴۱ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۵۹ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۳۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید

به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق

به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید

چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی

ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید

چو در میان مراد آورید دست امید

ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید

سمند دولت اگر چند سرکشیده رود

ز همرهان به سر تازیانه یاد آرید

نمی‌خورید زمانی غم وفاداران

ز بی‌وفایی دور زمانه یاد آرید

به وجه مرحمت ای ساکنان صدر جلال

ز روی حافظ و این آستانه یاد آرید

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۲۱۸ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۲٫۱۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۶۹ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود

تا ابد جام مرادش همدم جانی بود

من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار

گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود

خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش

همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود

بی چراغ جام در خلوت نمی‌یارم نشست

زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود

همت عالی طلب جام مرصع گو مباش

رند را آب عنب یاقوت رمانی بود

گر چه بی‌سامان نماید کار ما سهلش مبین

کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود

نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار

خودپسندی جان من برهان نادانی بود

مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان

نستدن جام می از جانان گران جانی بود

دی عزیزی گفت حافظ می‌خورد پنهان شراب

ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۲۱۷ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۴۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۱۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

مسلمانان مرا وقتی دلی بود

که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گردابی چو می‌افتادم از غم

به تدبیرش امید ساحلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین

که استظهار هر اهل دلی بود

ز من ضایع شد اندر کوی جانان

چه دامنگیر یا رب منزلی بود

هنر بی‌عیب حرمان نیست لیکن

ز من محروم‌تر کی سائلی بود

بر این جان پریشان رحمت آرید

که وقتی کاردانی کاملی بود

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد

حدیثم نکته هر محفلی بود

مگو دیگر که حافظ نکته‌دان است

که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۲۱۶ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۳٫۲۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۷۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

آن یار کز او خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه او پرده دری بود

منظور خردمند من آن ماه که او را

با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

آری چه کنم دولت دور قمری بود

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را

در مملکت حسن سر تاجوری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین

افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را

با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵ با خوانش فاطمه زندی

غزل شمارهٔ ۲۱۵ (از بخش حافظ » غزلیات) را با خوانش فاطمه زندی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۸۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۴۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود

که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست

به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود

مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت

ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود

دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی

ز نامساعدی بختش اندکی گله بود

قیاس کردم و آن چشم جادوانه مست

هزار ساحر چون سامریش در گله بود

بگفتمش به لبم بوسه‌ای حوالت کن

به خنده گفت کی ات با من این معامله بود

ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش

میان ماه و رخ یار من مقابله بود

دهان یار که درمان درد حافظ داشت

فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود