مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ با خوانش احسان هومان

غزل شمارهٔ ۱۵۹۸ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش احسان هومان بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۸۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۰۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما

ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش

پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم

آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق

میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم

او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند

ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم

این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست

جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست

ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان کنیم

ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم

چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم

چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست

در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم

گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست

کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم

نیمه‌ای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند

یا برای روز پنهان نیمه را پنهان کنیم

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲ با خوانش احسان هومان

غزل شمارهٔ ۴۱۲ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش احسان هومان بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۱۳ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۶۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست

و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم

و آنک سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست

و آنک جان‌ها به سحر نعره زنانند از او

و آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست

جان جان‌ست وگر جای ندارد چه عجب

این که جا می‌طلبد در تن ما هست کجاست

غمزه چشم بهانه‌ست و زان سو هوسی‌ست

و آنک او در پس غمزه‌ست دل خست کجاست

پرده روشن دل بست و خیالات نمود

و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست

عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد

و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷ با خوانش احسان هومان

غزل شمارهٔ ۳۳۷ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش احسان هومان بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۹۸ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

ببستی چشم یعنی وقت خواب است

نه خوابت آن حریفان را جواب است

تو می‌دانی که ما چندان نپاییم

ولیکن چشم مستت را شتاب است

جفا می‌کن جفاات جمله لطف است

خطا می‌کن خطای تو صواب است

تو چشم آتشین در خواب می‌کن

که ما را چشم و دل باری کباب است

بسی سرها ربوده چشم ساقی

به شمشیری که آن یک قطره آب است

یکی گوید که این از عشق ساقیست

یکی گوید که این فعل شراب است

می و ساقی چه باشد نیست جز حق

خدا داند که این عشق از چه باب است

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

غزل شمارهٔ ۳۰۰ (از بخش شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۴۷ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

بندگی کن که کار نیک آن است

این چنین کار کار نیکان است

دل ما دلبری که می بیند

جان به او می دهد که جانان است

آفتابی به مه شده پیدا

گرچه او هم به ماه پنهان است

موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب

نزد ما هر چهار یکسان است

کنج دل گنجخانهٔ عشق است

خانه بی گنج کُنج ویران است

زاهدان را مجال کی باشد

در مقامی که جای رندان است

بندهٔ سید خرابات است

نعمت الله که میر مستان است

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

غزل شمارهٔ ۲۹۹ (از بخش شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۸ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

هرکه چون ما حریف مستان است

در خرابات رند مستان است

نور چشمست هرچه می بینم

دل و دلدار و جان و جانان است

آفتابی است برقعی بسته

روشنش بین که ماه تابان است

همه آئینهٔ جمال ویند

نظری کن که عین اعیان است

گنج اسماست در همه عالم

گنج و گنجینهٔ فراوان است

موج و دریا دو رسم و دو اسمند

نزد ما هر دو آب یکسان است

قطره ای از محیط سید ماست

به مثل گر چه بحر عمان است

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

غزل شمارهٔ ۲۹۸ (از بخش شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۳ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

همه عالم تن است و او جان است

شاه تبریز و میر او جان است

کنج دل شد به گنج او معمور

ورنه بی گنج کنج ویرانست

عقل کل در جمال حضرت او

همچو من واله است و حیران است

زلف او مو به مو پریشان شد

حال جمعی از آن پریشان است

جام گیتی نمای دیدهٔ من

روشن از نور روی جانان است

هرچه بینی به دیدهٔ معنی

نظری کن که عین این آن است

بزم عشقست و عاشقان سرمست

نعمت الله میر مستان است

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

غزل شمارهٔ ۲۹۷ (از بخش شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۴ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

هر که حلقه به گوش مردانست

نزد مردان مرد مرد آنست

عاشقانی به جان و دل دایم

در طریقت رفیق یارانست

هرچه بینم به عشق حضرت او

جان فدایش کنم که جانانست

سنبل زلف یار داد به باد

کار جمعی از آن پریشانست

همچو جان در کنار خود گیرم

گرچه او پادشاه کرمانست

این چنین پادشه که می شنوی

در همه کائنات سلطانست

نعمت الله که رند سرمست است

بندهٔ خاص شاه مردانست

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

غزل شمارهٔ ۲۹۶ (از بخش شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۸ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۵۸ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

هر چه پیدا و هر چه پنهان است

جمله در یک وجود انسان است

طلب آن اگر کنی ای دوست

از خودش می طلب که این آن است

کنج دل گنج خانه عشق است

خانه بی گنج کنج ویران است

عاشقانه به ذوق می نالم

در دلم درد و عشق در جان است

کفر زلفش به جان خریدار است

هر که او بنده ی مسلمان است

عاشق ار جان فدای جانان کرد

جان فدایش کنم که جانان است

در خرابات سید سرمست

ساقی بزم می پرستان است

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

غزل شمارهٔ ۲۹۵ (از بخش شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۴۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

درد دل ما دوای جان است

رنج غم او شفای جان است

یک جرعه ز دُرد درد جانان

والله که دوصد بهای جان است

ساقی قدحی به عاشقان ده

ز آن باده که از برای جان است

جان گرچه گدای کوی عشقست

سلطان جهان گدای جان است

در نه قدم و ز سر میندیش

چون خلوت دل سرای جان است

صد جان به فدای عشق جانان

گرچه دو جهان فدای جان است

جائی که مقام سید ماست

ای راحت جان چه جای جانست

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

غزل شمارهٔ ۲۹۴ (از بخش شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۲۸ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۴۱ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

دل و جانم فدای جانان است

هرچه دارم برای جانان است

دل که دم میزند ز سلطانی

چون غلامان گدای جانان است

نیست بیگانه از خدا به خدا

عارفی کاشنای جانان است

خلوت دل مقام حضرت اوست

دیگری کی به جای جانان است

مبتلای بلا اگر نالد

راحت من بلای جانان است

دل و جان را دهد به باد هوا

هر که او را هوای جانان است

نعمةالله که جان من به فداش

جان گیتی نمای جانان است