سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۳ – گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۳ – گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن (از بخش سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۹ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

عبادت به اخلاص نیت نکوست

وگر نه چه آید ز بی مغز پوست؟

چه زنار مغ در میانت چه دلق

که در پوشی از بهر پندار خلق

مکن گفتمت مردی خویش فاش

چو مردی نمودی مخنث مباش

به اندازهٔ بود باید نمود

خجالت نبرد آن که ننمود و بود

که چون عاریت بر کنند از سرش

نماید کهن جامه‌ای در برش

اگر کوتهی پای چوبین مبند

که در چشم طفلان نمایی بلند

وگر نقره اندوده باشد نحاس

توان خرج کردن بر ناشناس

منه جان من آب زر بر پشیز

که صراف دانا نگیرد به چیز

زر اندودگان را به آتش برند

پدید آید آنگه که مس یا زرند

ندانی که بابای کوهی چه گفت

به مردی که ناموس را شب نخفت؟

برو جان بابا در اخلاص پیچ

که نتوانی از خلق رستن به هیچ

کسانی که فعلت پسندیده‌اند

هنوز از تو نقش برون دیده‌اند

چه قدر آورد بنده حوردیس

که زیر قبا دارد اندام پیس؟

نشاید به دستان شدن در بهشت

که بازت رود چادر از روی زشت

سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۲ – مثل با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۲ – مثل (از بخش سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۳۷ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۳۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شتر بچه با مادر خویش گفت:

بس از رفتن، آخر زمانی بخفت

بگفت ار به دست منستی مهار

ندیدی کسم بارکش در قطار

قضا کشتی آنجا که خواهد برد

وگر ناخدا جامه بر تن درد

مکن سعدیا دیده بر دست کس

که بخشنده پروردگار است و بس

اگر حق پرستی ز درها بست

که گر وی براند نخواند کست

گر او تاجدارت کند سر بر آر

وگر نه سر نا امیدی بخار

سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۱ – حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

بخش ۱۱ – حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۴۴ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۴۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

چه خوش گفت شاگرد منسوج باف

چو عنقا بر آورد و پیل و زراف

مرا صورتی بر نیاید ز دست

که نقشش معلم ز بالا نبست

گرت صورت حال بد یا نکوست

نگارندهٔ دست تقدیر، اوست

در این نوعی از شرک پوشیده هست

که زیدم بیازرد و عمروم بخست

گرت دیده بخشد خداوند امر

نبینی دگر صورت زید و عمرو

نپندارم ار بنده دم در کشد

خدایش به روزی قلم در کشد

جهان آفرینت گشایش دهاد

که گر وی ببندد نشاید گشاد

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۲۲۶ (از بخش فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۸۶ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۴ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

مردان خدا پردهٔ پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک طایفه را بهر مکافات سرشتند

یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند

یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند

یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند

جمعی به در پیر خرابات خرابند

قومی به بر شیخ مناجات مریدند

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی

کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

چون خلق درآیند به بازار حقیقت

ترسم نفروشند متاعی که خریدند

کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است

کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند

مرغان نظرباز سبک‌سیر فروغی

از دام گه خاک بر افلاک پریدند

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۲۲۵ (از بخش فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۸۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۳ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

بر زلف تو باید که ره شانه ببندند

یا مشک‌فروشان در کاشانه ببندند

آن جا که تویی جای نظر بستن ما نیست

گو اهل نصیحت لب از افسانه ببندند

خرم دل قومی که به یاد لب لعلت

پیمان همه با گردش پیمانه ببندند

عیشی به از این نیست که از روی تو عشاق

برقع بگشاند و در خانه ببندند

بگشا گرهی از شکن جعد مسلسل

تا گردن یک سلسله دیوانه ببندند

بنمای به مرغان چمن دانهٔ خالت

تا دل به خریداری این دانه ببندند

شاید که به تحصیل تو ای گوهر شهوار

شاهان جهان همت شاهانه ببندند

کیفیت چشم تو کفاف همه را کرد

گو باده‌فروشان در میخانه ببندند

بیرون نرود رنج خمار از سر مردم

گر دیده از آن نرگس مستانه ببندند

اهل نظر از زلف تو خواهند کمندی

تا دست عدوی شه فرزانه ببندند

کوشنده محمدشه غازی که سپاهش

دست فلک از بازوی مردانه ببندند

ای شاه فروغی به تجلی گه آن شمع

مپسند رقیبان پر پروانه ببندند

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۳۴۰ (از بخش عطار » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۷۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۸۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود

چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود

گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما

جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود

دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده‌ای

این چنین طراریت با من مسلم کی شود

عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی

چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود

چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست

این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود

غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم

تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود

خلوتی می‌بایدم با تو زهی کار کمال

ذره‌ای هم‌خلوت خورشید عالم کی شود

نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی

گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۵۲ (از بخش عطار » دیوان اشعار » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۶۵ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۷۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

عزم آن دارم که امشب نیم مست

پای کوبان کوزهٔ دردی به دست

سر به بازار قلندر در نهم

پس به یک ساعت ببازم هرچه هست

تا کی از تزویر باشم خودنمای

تا کی از پندار باشم خودپرست

پردهٔ پندار می‌باید درید

توبهٔ زهاد می‌باید شکست

وقت آن آمد که دستی بر زنم

چند خواهم بودن آخر پای‌بست

ساقیا در ده شرابی دلگشای

هین که دل برخاست غم در سر نشست

تو بگردان دور تا ما مردوار

دور گردون زیر پای آریم پست

مشتری را خرقه از سر برکشیم

زهره را تا حشر گردانیم مست

پس چو عطار از جهت بیرون شویم

بی جهت در رقص آییم از الست

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۳ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۲۷۱۳ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۹۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۹۹ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

چنان گشتم ز مستی و خرابی

که خاکی را نمی‌دانم ز آبی

در این خانه نمی‌یابم کسی را

تو هشیاری بیا باشد بیابی

همین دانم که مجلس از تو برپاست

نمی‌دانم شرابی یا کبابی

به باطن جان جان جان جانی

به ظاهر آفتاب آفتابی

از آن رو خوش فسونی که مسیحی

از آن رو دیوسوزی که شهابی

مرا خوش خوی کن زیرا شرابی

مرا خوش بوی کن زیرا گلابی

صبایی که بخندانی چمن را

اگر چه تشنگان را تو عذابی

بیا مستان بی‌حد بین به بازار

اگر تو محتسب در احتسابی

چو نان خواهان گهی اندر سؤالی

چو رنجوران گهی اندر جوابی

مثال برق کوته خنده تو

از آن محبوس ظلمات سحابی

درآ در مجلس سلطان باقی

ببین گردان جفان کالجوابی

تو خوش لعلی ولیکن زیر کانی

تو بس خوبی ولیکن در نقابی

به سوی شه پری باز سپیدی

وگر پری به گورستان غرابی

جوان بختا بزن دستی و می‌گو

شبابی یا شبابی یا شبابی

مگو با کس سخن ور سخت گیرد

بگو والله اعلم بالصواب

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۴۳ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۴۷ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه

کاستیزه همی‌گیرد او را مگر از لابه

نی نی تو بنال ای دل زیرا که من مسکین

بی‌صورت او هستم چون صورت گرمابه

شد خانه چو زندانم شب خواب نمی‌دانم

تا او نشود با من همخانه و همخوابه

حسن تو و عشق من در شهر شده شهره

برداشته هر مطرب آن بر دف و شبابه

ای در هوست غرقه هم صوفی و هم خرقه

هم بنده بیچاره هم خواجه نسابه

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر

غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ (از بخش مولوی » دیوان شمس » غزلیات) را با خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۲۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۳۴ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

آن یار غریب من آمد به سوی خانه

امروز تماشا کن اشکال غریبانه

یاران وفا را بین اخوان صفا را بین

در رقص که بازآمد آن گنج به ویرانه

ای چشم چمن می‌بین وی گوش سخن می‌چین

بگشای لب نوشین ای یار خوش افسانه

امروز می باقی بی‌صرفه ده ای ساقی

از بحر چه کم گردد زین یک دو سه پیمانه

پیمانه و پیمانه در باده دوی نبود

خواهی که یکی گردد بشکن تو دو پیمانه

من باز شکارم جان دربند مدارم جان

زین بیش نمی‌باشم چون جغد به ویرانه

قانع نشوم با تو صبر از دل من گم شد

رو با دگری می‌گو من نشنوم افسانه

من دانه افلاکم یک چند در این خاکم

چون عدل بهار آمد سرسبز شود دانه

تو آفت مرغانی زان دانه که می‌دانی

یک مشت برافشانی ز انبار پر از دانه

ای داده مرا رونق صد چون فلک ازرق

ای دوست بگو مطلق این هست چنین یا نه

بار دگر ای جان تو زنجیر بجنبان تو

وز دور تماشا کن در مردم دیوانه

خود گلشن بخت است این یا رب چه درخت است این

صد بلبل مست این جا هر لحظه کند لانه

جان گوش کشان آید دل سوی خوشان آید

زیرا که بهار آمد شد آن دی بیگانه