باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۹ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۹ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل

مطیع نفس و شیطانی چه حاصل

بود قدر تو افزون از ملایک

تو قدر خود نمیدانی چه حاصل

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۸ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۸ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

مرا درد آموه و درمان چه حاصل

مرا وصل آموه و هجران چه حاصل

بسوته بی گل و آلاله بی سر

سر سوته کله یاران چه حاصل

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۷ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۷ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

چرا آزرده حالی ای دل ای دل

همه فکر و خیالی ای دل ای دل

بساجم خنجری دل را برآرم

بوینم تا چه حالی ای دل ای دل

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۶ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۶ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۶ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

مگر شیر و پلنگی ای دل ای دل

بمو دایم به جنگی ای دل ای دل

اگر دستم فتی خونت بریجم

بوینم تا چه رنگی ای دل ای دل

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۵ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۵ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

چرا دایم بخوابی ای دل ای دل

ز غم در اضطرابی ای دل ای دل

بوره کنجی نشین شکر خدا کن

که شاید کام یابی ای دل ای دل

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۴ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۴ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۴ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

بشم واشم که تا یاری گره دل

به بختم گریه و زاری گره دل

بگردی و نجوئی یار دیگر

که از جان و دلت یاری گره دل

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۳ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۳ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

خدایا خسته و زارم ازین دل

شو و روزان در آزارم ازین دل

مو از دل نالم و دل نالد از مو

زمو بستان که بیزارم ازین دل

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۲ با خوانش سید جابر موسوی صالحی

دوبیتی شمارهٔ ۸۲ (از بخش باباطاهر » دوبیتی‌ها) را با خوانش سید جابر موسوی صالحی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۰٫۱۲ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۰٫۱۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

خدایا داد از این دل داد از این دل

نگشتم یک زمان من شاد از این دل

چو فردا داد خواهان داد خواهند

بر آرم من دو صد فریاد از این دل

عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی معرفت » بیان وادی معرفت با خوانش فاطمه امین

بیان وادی معرفت (از بخش عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی معرفت) را با خوانش فاطمه امین بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۵٫۶۳ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۲٫۵۵ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

بعد از آن بنمایدت پیش نظر

معرفت را وادیی بی پا و سر

هیچ کس نبود که او این جایگاه

مختلف گردد ز بسیاری راه

هیچ ره دروی نه هم آن دیگرست

سالک تن، سالک جان، دیگرست

باز جان و تن ز نقصان و کمال

هست دایم در ترقی و زوال

لاجرم بس ره که پیش آمد پدید

هر یکی بر حد خویش آمد پدید

کی تواند شد درین راه خلیل

عنکبوت مبتلا هم سیر پیل

سیر هر کس تا کمال وی بود

قرب هر کس حسب حال وی بود

گر بپرد پشه چندانی که هست

کی کمال صرصرش آید بدست

لاجرم چون مختلف افتاد سیر

هم روش هرگز نیفتد هیچ طیر

معرفت زینجا تفاوت یافتست

این یکی محراب و آن بت یافتست

چون بتابد آفتاب معرفت

از سپهر این ره عالی صفت

هر یکی بینا شود بر قدر خویش

بازیابد در حقیقت صدر خویش

سر ذراتش همه روشن شود

گلخن دنیا برو گلشن شود

مغز بیند از درون نه پوست او

خود نبیند ذره‌ای جز دوست او

هرچ بیند روی او بیند مدام

ذره ذره کوی او بیند مدام

صد هزار اسرار از زیر نقاب

روز می‌بنمایدت چون آفتاب

صد هزاران مرد گم گردد مدام

تا یکی اسرار بین گردد تمام

کاملی باید درو جانی شگرف

تا کند غواصی این بحر ژرف

گر ز اسرارت شود ذوقی پدید

هر زمانت نو شود شوقی پدید

تشنگی بر کمال اینجا بود

صد هزاران خون حلال اینجا بود

گر بیاری دست تا عرش مجید

دم مزن یک ساعت از هل من یزید

خویش را در بحر عرفان غرق کن

ورنه باری خاک ره بر فرق کن

گرنه‌ای ای خفته اهل تهنیت

پس چرا خود را نداری تعزیت

گر نداری شادیی از وصل یار

خیز باری ماتم هجران بدار

گر نمی بینی جمال یار تو

خیز منشین، می‌طلب اسرار تو

گر نمی‌دانی طلب کن شرم دار

چون خری تا چند باشی بی‌فسار

سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » حکایت با خوانش حمیدرضا محمدی

حکایت (از بخش سعدی » بوستان » باب دوم در احسان) را با خوانش حمیدرضا محمدی بشنوید.

نسخهٔ همگام شده را با مشاهدهٔ متن در گنجور ببینید.

فایل صوتی متناظر را می‌توانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه ۱٫۲۱ مگابایت) و در قالب ogg از این نشانی (اندازه ۱٫۳۲ مگابایت) دریافت کنید.

متن خوانش:

شنیدم که مغروری از کبر مست

در خانه بر روی سائل ببست

به کنجی فرو ماند و بنشست مرد

جگر گرم و آه از تف سینه سرد

شنیدش یکی مرد پوشیده چشم

بپرسیدش از موجب کین و خشم

فرو گفت و بگریست بر خاک کوی

جفایی کز آن شخصش آمد به روی

بگفت ای فلان ترک آزار کن

یک امشب به نزد من افطار کن

به خلق و فریبش گریبان کشید

به خانه در آوردش و خوان کشید

بر آسود درویش روشن نهاد

بگفت ایزدت روشنایی دهاد

شب از نرگسش قطره چندی چکید

سحر دیده بر کرد و دنیا بدید

حکایت به شهر اندر افتاد و جوش

که آن بی بصر دیده بر کرد دوش

شنید این سخن خواجه سنگدل

که برگشت درویش از او تنگدل

بگفتا حکایت کن ای نیکبخت

که چون سهل شد بر تو این کار سخت؟

که بر کردت این شمع گیتی فروز؟

بگفت ای ستمکار آشفته روز

تو کوته نظر بودی و سست رای

که مشغول گشتی به جغد از همای

به روی من این در کسی کرد باز

که کردی تو بر روی وی در، فراز

اگر بوسه بر خاک مردان زنی

به مردی که پیش آیدت روشنی

کسانی که پوشیده چشم دلند

همانا کز این توتیا غافلند

چو برگشته دولت ملامت شنید

سر انگشت حیرت به دندان گزید

که شهباز من صید دام تو شد

مرا بود دولت به نام تو شد

کسی چون به دست آورد جره باز

فرو برده چون موش دندان آز؟

الا گر طلبکار اهل دلی

ز خدمت مکن یک زمان غافلی

خورش ده به گنجشک و کبک و حمام

که یک روزت افتد همایی به دام

چو هر گوشه تیر نیاز افکنی

امید است ناگه که صیدی زنی

دری هم بر آید ز چندین صدف

ز صد چوبه آید یکی بر هدف